support@danesh-ju.com

منو

اقدام پژوهی دبیر ادبیات چگونه توانستم کاربرد و تجلی اخلاق را که از مباحث مهم ادبیات تعلیمی است به دانش آموزان بیاموزم؟

دانلود بهترین نمونه ها | کانون تخصصی دانشجو

اقدام پژوهی دبیر ادبیات چگونه توانستم کاربرد و تجلی اخلاق را که از مباحث مهم ادبیات تعلیمی است به دانش آموزان بیاموزم؟

   دسته بندی : اقدام پژوهی, اقدام پژوهی دبیر ادبیات فارسی|   تاریخ انتشار : دوشنبه, ۳ آبان, ۱۳۹۵


دانلود اقدام پژوهی دبیر ادبیات چگونه توانستم کاربرد و تجلی اخلاق را که از مباحث مهم ادبیات تعلیمی است به دانش آموزان بیاموزم؟ با فرمت ورد و قابل ویرایش در ۲۶ صفحه

فایل دانلود اقدام پژوهی دبیر ادبیات حاضر شامل کلیه موارد مورد نیاز و فاکتورهای لازم در چارت مورد قبول آموزش و پرورش میباشد و توسط مدیر سایت طراحی گردیده است. این اقدام پژوهی کامل و شامل کلیه بخش های مورد نیاز در بخشنامه شیوه نامه معلم پژوهنده میباشد.

اقدام پژوهی چیست؟

اقدام پژوهی را به هر فعالیتی می گویند که بتواند منجر به تبدیل وضعیت موجود به وضعیت مطلوب تر شود. اقدام، محور اصلی در این نوع مقاله ها است.
 
قبل از دانلود می توانیم با هم بخشی از این اقدام پژوهی دبیر ادبیات که به صورت رایگان قرار داده شده است را مرور می کنیم:
مقدمه
در پژوهش ذیل فرصت خوبی است تا به این بهانه از حیثیّت وشرافت وپاسداشت زبان همیشه بیدار وماندگار فارســی سخن بگوییم ودست به نقد، کم لطفی‌هایی را که به علوم انسانی و به خصوص زبان فارسی شده و می‌شود، برشماریم. سخن بر سراغراق نیست و هرگز گرد تعصب نمی‌گردیم. درنشست‌های مختلف علمی – ادبی، شاخ و برگ‌ها را بها داده‌ایم وشاید هم حقشان را گزارده‌ایم. امروز نوبت رکن است که در بوته امتحان رود و خالصی‌ها و ناخالصی‌ها، بازشناخته شود. کردارها، موفقیت‌ها،چالش‌ها و اظهارنظرها، چیزهایی هستند که امروز، اربابان سـخن و صاحبان قلم و اندیشه و پاسداران حریم زبان وادب فارسی می‌خواهند تا، به دور از غرض ورزی، بازکاوند و بررسی کنند.
زبان مادری فارسی، شناسنامه شریف و نشان شخصیت اصیل در جغرافیای زیستی ما است که بیان گر فخر و یگانگی، تجمیع دل بستگی، پویایی و فرهیختگی ادبیات و ادبیان و تمدن و سابقه کهن ما در فراخنای تاریخ است، که با خون دل ها و تحمل سختی ها و مصائب و تلاش های جان فرسای پیشکسوتان و پیشقراولان عرصه ادب همچون مولانا، سعدی، حافظ، نظامی و خاقانی به عنوان میراث و ودیعه ای گران سنگ به ما سپرده شده که ما نیز وظیفه داریم این امانت مرواریدگونه را با حفظ ماهیت و اصالت و به گونه ای مطلوب به آیندگان بسپاریم و آنان را در خصوص پاسداشت و صیانت از این میراث جاودان آگاه سازیم.
امروزه به جهت اهمال و سستی و بی توجهی های برخی از متولیان و دستگاه های موظف به حراست و صیانت و نگهداری ریشه و بن مایه و جایگاه و شریان حیاتی اصیل زبان فارسی از یک سو و عدم دقت هایی که در بیان برخی به گوش می خورد و متن هایی که بدون رعایت قاعده و احساس در اصول علمی- کاربردی زبان به چشم می آید کارش به جایی رسیده است که بعضی ها خیلی راحت و بدون دغدغه واژه های بیگانه و نادرست بر سر زبان ها جاری می کنند و در مجموعه های تصویری و آوایی و نوشتاری، واژه های نامأنوس و غیرمعمول و بدون قاعده و حتی گاهی ملهم از ادبیات بیگانه را جایگزین کلمات فاخر و خوش آهنگ زبان فارسی کرده اند.
بیان مسئله
ادبیات فارسی نقش‌های بسیاری دارد؛ ازجمله تبیین و تـوصیف جهـان، بازسازی انسانیت، امکان آفرینش‌گری، پرورش و تهذیب اخلاق، تبلیغ و ترویج ارزش‌ها و لـذت بخشی. اما زبان و ادبیات، مهم‌ترین وسیله انتقال اندیشه و تجربه هستند. ادبیات آزمایشگاه بزرگ حوادث اجتماعی و اخلاقی است. آیینه‌ای است تمام نمای که جرز و مدهای فرهنگی، اجتماعی و تاریخی ملت‌ها ازآن نمایان است. ادبیات چراغ راهنمای انسان‌ها به شمار می‌رود. (ر.ک. حدیدی، ۱۳۸۱ :‌ ۳)
حال ادبیات چه می‌کند؟ این آینه راجلا می‌دهد و زنگار نامردمی‌ها و ناجوانمردی‌ها را از آن می‌زدایـد.
ادبیات اخلاقی، اجتماعی و عرفانی ما همگی آینه سازند.ادبیات و تهذیب اخلاق: « اخلاقیّات»، یکی ازموضوعات مهم و گسترده در ادب فارسـی است. این بحث، ریشه در ادب تعلیمی دارد. ادب تعلیمی به آن نوع ادبی اطلاق می‌شود که به جهت تعلیم و تربیت به وجود می‌آیند. کتاب‌های دینی ما هم در کنار آثار اخلاقی، به عنوان یکی از گنجینه‌های ارزشمند اخلاقیات به شمار می‌روند. قرآن، کتاب انسان‌سازی است و سراسرپند و اندرزهای اخلاقی و اجتماعی‌است. کلمات قصار بزرگان دینی ما و پایه‌گذار مکتب اسلام، حضرت رسول و نهج‌البلاغه مولا علی(ع)، همگی چراغ هدایت و راهبر صداقت و حقیقت‌اند. همـه این روشنایی‌ها جاودان، در عمق ادبیات ما هم نهفته است. به یک نمونه اکتفا می‌شود: در قرآن درباره «صبر» می‌خـوانیم: «استعینوا بالصبر و الصلوه و انها لکبیره الاعلی الخاشعین.» (سوره بقره، آیه ۴۵)‌ مولوی همین مضمون را در مثنوی با زبانی نرم و روان به صورت کیمیایی معرفی می‌کند که:
صد هزاران کیمیا حق آفرید کیمیایی همچوصبر، آدم ندید
(مولوی، ۱۳۶۹، دفتر دوم، بیت ۱۸۵۶)
پس رسالت هر دو یکی است. زبان فرق می‌کند. درقرآن و نهج البلاغه مولا، فراوان در باره«بی اعتباری و پست بودن این دنیای دون وعالم بوقلمون» سخن رفته است. ازجمله درقرآن: «اعلموا انمـا الحیوه الدنیا لعب و لهووزینه و تفاخر بینکم و تکاثر فی الاموال والاولاد … وما الحیوه الدنیا الا متاع الغرور.» (سوره حدید، آیه ۲۰) و در نهج البلاغه: «الدنیا قدتصرمت وآذنت بانقضاء، وتنکرمعروفها و ادبرت حذّآء، فهی تحفز بالفناء سکّانها وتحدو بالموت جیرانها، وقد امرّمنها ماکان حلوا، وکدر منها ماکان صفوا…» (نهج‌البلاغه، خطبه ۵۲)‌ همین مضمون را،حافظ این گونه بیان کرده است:
جهان پیر رعنا را ترحم در جبلّت نیست زمهر او چه می‌پرسی؟ در او همت چه می‌بندی؟
همایی چون تو عالی قدر،حرص استخوان تاکی ؟ دریغ آن سایه همت که بر نا اهل فکندی
(حافظ)
مضمون و محتوا یکی است. تنها زبان تفاوت دارد. شاهنامه را به سه دلیل «قرآن عجم» می نامند توجه همه ایرانیان به آن،‌ فصاحت وبلاغت آن و آرمان‌گرایی وآرمان جویی. (صفا، ۱۳۶۸: ۱۲۲)‌ درقرآن، کتاب آسمانی ما نیز این سه اصل دیده می شود. راست‌ترین راه‌های تزکیه نفس و پاکی اخلاق و کردار شایسته و ورود به مدینه فاضله درقرآن کریم به خوبی نمایان شده است. سوره حجرات دلیل براین مدعاست. آری، جامعه سالم نیاز به اخلاق سالم و پاکیـزه دارد: دور از جهل، بخل، حسد، کبر، دروغ و بسیاری از صفات زشت دیگر. قرآن ونهج البلاغه همین‌ها را می‌گویند. ادبیات فارسی هم به دنبال همان «ناکـــجاآباد» است. خداوند در کتاب خود، همواره آدمی را از این صفات برحذر داشته است و از گروندگان به این زشتی‌ها به بدی یاد می‌کند: «ان الله یعلم مایسرون و ما یعلنون انه لایحب المستکبرین» (سوره نحل آیه ۲۳). شاعران و گویندگان توانای مـا با تاسّی از قرآن کریم و سنت رسول الله، پیوسته خوانندگان خود را بــه شایسته سالاری و انسان مـداری دعوت کرده‌اند و مضامین اخلاقی و اجتماعی بیشماری را تحت عنوان «ادب تعلیمی» سراغ داریم که این یکی ازآن یکی گیراتر و زیباتر است. آیا این ابیات به زیبایی آیات الهـی ‌و کلمات قصار حضرت رسول(ص) و نهج البلاغه مولا نیست؟ آیا همان تأثیری که آن کتاب‌های مقدس می‌گذارند، این ابیات نمی‌تواند بگذارد؟
اهمیت موضوع :
همانطور که می دانیم درگنجینه کتاب‌های گذشتگان و پدر بزرگ‌هایمان، در کنار قرآن و نهج البلاغه، آثاری چون دیوان حافظ، کلیات سعدی، شاهنامه، گلستان و بــوستان، کلیله و دمنه و غیره را مشاهده مـی‌کنیم. دل بستگی‌های آنان به این آثار گران سنگ، کمتراز قرآن و نهج البلاغه نبوده است.
این مباحث مربوط به دیروز نیست. نسل امروز نیز به چنین مضامینی واقف است. حمید مصدق شاعر امروزین، مربوط به همین نسل است. با درد است. می‌بیند که مادیات چگونه باعث خواری و ذلت انسان شده است. از این جهت فریاد می‌زند:
«… ای دریغا که همه مزرعه دلها را/ علف هرزه کین پوشانده است/ هیچ کس فکر نکرد/ که در آبادی ویران شده دیگرنان نیست/ و همه مردم شهر/ بانگ برداشته‌اند/ که چرا سیمان نیست/ و کسی فکر نکرد/ که چرا ایمان نیست/ و زمانی شده است/ که به غیرازانسان/ هیچ چیز ارزان نیست» (مصدق، ۱۳۸۴ :‌۲۱۸).
در دعای شریف «جوشن کبیر»، هزار و یک اسم و صفت حضرت باری بر زبان عاشقان وشیفتگان آن حقیقت مطلق جاری می‌گردد.
غزل‌های مولوی، سعدی، حافظ و بسیاری از گویندگان این مرز وبوم، همگی مایه آرامــش روح و رامش جـان است. آمده است که ادبیات «هنرکلامی» است. هنری است زیبا، دارای اسلوب والا، عاطفــی و متخیّل. چـون زیباست، زیبایی را به دور خود جمع کرده است. زمانی این زیبایی به اوج خود می‌رسد، که به عنوان مثال یک غزل با موسیقی و صدای رسا جمع گردد. مگر رمز مانایی و جاودانی غزل‌های سعدی و مـولوی و حافظ جز این چیز دیگری هست؟ بعد از گذشت قرن‌ها هنوز تر و تازه و شاداب است. آیا روح چیزی جز ایـن می‌خواهد؟ پزشک را دیده‌ام که از صبح تا شب طبابت می‌کند، شب هنگام و یا ساعت بیکاری، برای رفع خستگی، مـأنوس حافظ می‌شود. وکیل قضاوت می کند، خستگی‌اش را با مثنوی به در می‌کند.به همین جهت در کنار کتاب‌های تخصصی همه رشته‌ها، دیوان این بزرگان نیز دیده می‌شود.
« الا به ذکرالله تطــمئن القلوب»، فراوان در قرآن و نهج البلاغه آمده است. همین نظریـه را خواحه عبدالله انصـاری در مناجات خود این گونه بیان کرده است: «به نام آن خدای که نام او راحت روح است و پیغام او مفتاح فتوح است و سلام او در وقت صباح، مومنان را صبوح است و ذکر او مرهم دل مجروح است و مهر او بلانشینان را کشتی نوح است» (شریعت، ۱۳۷۰ :‌۲۵)
بارها و بارها، شنیده‌ام که چگونه از شنیدن یک غزل، و یا یک بند از گلستان، کلیله و دمنه و یا یک قصیده از سعدی، برق شادی در چشمان دانشجویان می‌درخشد. زمانی که دانشجوی رشته فنی و مهندسی پس ازخستگی در دروس خشک و فنی خود، به پای درس فارسی می‌آید، آن وقت است که خستگی و ملالت خود را فراموش می‌کند.
برای خرید و دانلود اقدام پژوهی دبیر ادبیات چگونه توانستم کاربرد و تجلی اخلاق را که از مباحث مهم ادبیات تعلیمی است به دانش آموزان بیاموزم؟ روی دکمه قرمز رنگ کلیک کنید.

3,000 تومان – خرید و دانلود

لیست فایل هایی که پس از پرداخت می توانید دانلود کنید.
نام فایلاندازه فایل
file-204.doc202.50 KB


تهیه کننده :


امتیاز کلی
5 / 4.8

خیلی خوب!

کاملترین و جدیدترین فایل موجود در اینترنت



پست های مشابه


۱۶ تیر, ۱۳۹۶

نمونه اقدام پژوهی آموزگارپایه چهارم ابتدایی چگونه توانستم مهارت سخن گفتن را در دانش آموزم ریحانه تیموری تقویت کنم؟

ادامه مطلب
۱۶ تیر, ۱۳۹۶

نمونه اقدام پژوهی آموزگارپایه اول ابتدایی چگونه توانستم مهارت خواندن را در دانش آموز کلاس اول وانیا بالا ببرم؟

ادامه مطلب
۱۶ تیر, ۱۳۹۶

نمونه اقدام پژوهی آموزگارسوم ابتدایی چگونه توانستم مشکلات ضعف در املا نویسی دانش آموز پایه دوم ( عرفان ) را با روش های نوین آموزشی برطرف نمایم؟

ادامه مطلب
۱۶ تیر, ۱۳۹۶

اقدام پژوهی دبیرزبان انگلیسی ابتدایی چگونه توانستم مشکلات خاص دانش آموز دو زبانه ام مهسا را با روابط اجتماعی ضعیف برطرف نمایم؟

ادامه مطلب
۱۶ تیر, ۱۳۹۶

اقدام پژوهی آموزگاردوره سوم دبستان چگونه توانستم مشکلات اخلاقی (پرخاشگری) مهدی اسد نژاد را بهبود بخشم؟

ادامه مطلب
۱۶ تیر, ۱۳۹۶

دانلود اقدام پژوهی آموزگارمقطع دوم دبستان چگونه توانستم مشکلات املا نویسی دانش آموز م علی را با روش های نوین آموزشی برطرف نمایم؟

ادامه مطلب
۱۶ تیر, ۱۳۹۶

اقدام پژوهی آموزگارمقطع سوم دبستان چگونه توانستم مشکلات اخلاقی (پرخاشگری) علیرضا را بهبود بخشم؟

ادامه مطلب
۱۶ تیر, ۱۳۹۶

نمونه اقدام پژوهی آموزگاردوم دبستان چگونه توانستم مشکل ناسازگاری دانش آموزم آیه را در پایه دوم ابتدایی کاهش دهم؟

ادامه مطلب
۱۶ تیر, ۱۳۹۶

اقدام پژوهی آموزگارمقطع ابتدایی چگونه توانستم مشکل ناخن جویدن را در دانش آموزم علی از بین ببرم؟

ادامه مطلب
۱۶ تیر, ۱۳۹۶

دانلود اقدام پژوهی آموزگارپایه دبستان چگونه توانستم مشکل لوس بودن فرشته را برطرف کنم ؟

ادامه مطلب
امتیاز دهید: